.............. - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 5:26
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
از روی گلوی من دستات را بردار - تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 18:17
خیلی وقته که میخواستم درباره روزهای آبانیم بنویسم اما وقت نشد تا رسیدیم به آذر. خیلی اتفاقها افتاد از مریض شدن ارس.. اولین بحث شازده خانم و ارس. تولد ارس... تا همین یک هفته پیش و مهمونی خونه مژگان اینها اون نمایش که شازده خانم راه انداخت که بی احترامی کامل به من ومامان بود و دوباره دعواشون شد و ما خ...
مهر - تاریخ: 1396/7/8 ساعت: 10:11
بالاخره تعطیلات طولانیه تابستان هم تمام شد و دوباره روزهای کار شروع شد و ما هم دوباره همش تقویم را ورق میزنیم که ببینیم روزهای تعطیل کیه و برای یک روزش کلی ذوق کنیم. بالاخره مراسم ارس هم روز عید غدیر با خواندن محرمیت پیش نماز مسجدمون تمام شد و از اون روز یک عضو به خانوادمون اضافه شد روزهای پایانی تا...
هفته ای که گذشت - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 22:08
هفته ای که گذشت هفته پر استرسی برام بود رفتم چند تا کتاب گرفتم برای تالیف ... بعدم اون آزمون ورودی جهاد که چقدر استرس داشتم همش به خودم میگفتم آخه تو این شرایط روحی داغون فقط همین استرس آزمون دادن را کم داشتم کاش به جای خودم کس دیگه ای را معرفی میکردم دیگه خلاصه نشد رفتم آزمون به نظرم از مصاحبه های ...
بخشش - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 7:56
همیشه با خودم میگفتم من از همه میگذرم هر کس که یه روزی ناراحتم کرد کاری کرد که تو دردسر اوفتادم زخم زبونی زد را می بخشم . اما چند روز پیش که مجبور شدم تمام پول کارم را که هزارتا نقشه براش کشیده بودم بدم قسطهای عقب اوفتاده ارس خیلی خیلی عصبی شده بودم و تمام اذیتهای ارس تمام زخم زبونهاش تمام رفتارهای ...
آخرین نفسهای 95 - تاریخ: 1396/5/9 ساعت: 14:22
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
تعطیلان نوروزی من - تاریخ: 1396/5/9 ساعت: 14:22
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
بی تو ویرانم - تاریخ: 1396/5/9 ساعت: 14:22
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
روزهای بعد از عید - تاریخ: 1396/5/9 ساعت: 14:22
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
قدیما - تاریخ: 1396/5/9 ساعت: 14:22
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
ساده بودی مثل سایه - تاریخ: 1396/5/9 ساعت: 14:22
ساده بودی مثل سایه وقتی دبیرستان بودم عشقم این بود که تنها بشم آهنگی را که دوست دارم بذارم صداش را بلند کنم و با خواننده همخونی کنم جوری که صدام تو آهنگ گم بشود احساس سبکی میکردم وقتی با خواننده فریاد میزدم شاید جای همه فریادهای که نزده بودم پر میشد بعدش حالم خوب میشد انگار بغضهام میرفت انگار همه حر
یادی از گذشته با خوابی عجیب - تاریخ: 1396/5/9 ساعت: 14:22
یادی از گذشته با خوابی عجیب پریشب خواب یکی از دوستان قدیمی دوره کارشناسی را دیدم از هر کس سراغش را میگرفتم میگفت همونی که خیلی حالش بده مثل اینکه سرطان گرفته از یکی دیگه میپرسیدم فلانی را میشناسی میگفت آره زندگی خوبی داره ازدواج کرده دو تا بچه داره منم میگفتم خودم اینها را میدونم حالا اینها را بر ا
رها - تاریخ: 1396/5/9 ساعت: 14:22
بالاخره تصمیم گرفتم زنگ بزنم خونه رها البته با هزاران فکرو خیال که ممکنه دیگه تو این خونه نباشن یا اگه باشن ممکنه رها ازدواج کرده باشه یا ممکنه اصلا ایران نباشه یا ....زنگ زدم یه خانم مسن که فکر کنم مادرش بود گوشی را برداشت گفتم منزل آقای ن گفت بله بفرمایید خوب پس احتمال اول نفض شد خودم را معرفی ک
درد دلهای کهنه - تاریخ: 1396/5/9 ساعت: 14:22
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
حسن تعلیل - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 1:38
وبلاگ من - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 19:28
وبلاگ عزیزم نسبت بهت بی معرفت بودم میدونم سه سال از عمرت گذشته ولی من یه بار هم تو این سالها تولدت رو تبریک نگفتم قول میدم جبران کنم اما نسبت بهت وفادار بودم همیشه به یادت بودم و گاهی خیلی دلم برات تنگ میشد. ممنونم که همیشه یه پنجره باز بودی برای من .....
از کوچه کودکی تا کوچه جوانی - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 19:28
بعد از سالها به طور اتفاقی راهم به کوچه خونه سابقمون افتاد خونه ای که تمام کودکیم رو از جایی که یادم می آید اونجا گذروندم و اون خونه شاهد همه روزهای بزرگ شدن من چه خوب و چه بد بود اما وقتی بعد گذشت سیزده سال از ترک اون کوچه از اونجا گذشتم حس خاصی نداشتم هیچ خاطره ای یادم نمی امد و با نگاه یه خونمون ...
بهار امسال - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 19:28
دلم را هرس میکنم که برای تو جوانه بزند خدا را چه دیدیی شاید بهار امسال با دستان تو چیده شوم یه روز که داشتم میرفتم سرکار گوینده رادیو این قطعه را خواند برام جالب بود چون مثل اینکه فکر من رو خونده بود.
اردیبهشت - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 19:27
قطره های بارون که مثل شلاق به شیشه ماشین میخوردن چاده پیچ در پیچ چالوس من و یه سفر یهویی ماه اردیبهشت همصدایی من و بارون و ترانه ای که پخش میشه
همهمه روزهای من - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 19:27

برچسب‌های مرتبط

حسن تعلیل | حسن تعلیل کی تعریف | حسن تعلیل در انگلیسی | حسن تعلیل در شعر چیست | حسن تعلیل یعنی چه؟ | حسن تعلیل در ادبیات فارسی | حسن تعلیل در ادبیات | حسن تعلیل در شعر | حسن تعلیل در قران | حسن تعلیل کنکور