قدم در راه جدیدی گذاشتم با اینکه شرایط همچین درست حسابی نیست اما من امید دارم ته دلم یه حس قوی است که باعث میشه فقط به جلو فکر کنم هیچ کس نمیدونه فردا چی میشه امیدوارم همه چی خوب بشه اما خوشحال از این هستم که نقص زبانم را برطرف میکنم و برای همیشه رها میشم رهای رها و من اون روز را میبینم این نوشته را دقیقا در وقت اذان مغرب مینویسم و میدونم و مطمئنم که خدا همه چیز را همون طورکه صلاحه درست میکنه و این حس ته دلم همین امید به خداست.