خرید بک لینک
دلم گرفت یهویی مامانم بدجوری بی حاله امروز انگار انرژیش به من منتقل شده منم یهو بی حال شدم دلم گرفت پارسال این موقع تو چه حال برزخی بودم فقط ی انگیزه من را سر پا کرد امید بهم داد که نقطه پایان بذارم روی همه فکرهای ناخوشایند اما بعضی وقتها حس میکنم چقدر مخالفتهای غیرمستقیم با من میشه با تصمیمی که برای آینده گرفتم یکی میگه خیلی دیره!! یکی میگه کو پولش؟ مامانم میگه خوب پول باشه دیگه چرا میخواهی اینکار را بکنی پول هست دیگه بشین زندگیت را بکن!! یکی میگه اگه نشد سرخوزده میشی بابام میگه مواظب خودت باش ممکنه خیلی خطر در سر راهت باشه خلاصه گاهی اوقات با این حرفها تیربارون میشم اما هنوزم وقتی فکر میکنم دوست دارم با تمام وجود اینکار را انجام بدم علی رغم همه سختیهایی که میدونم سر راهم بوجود میاد تا حالا با احتیاط و محافظه کاری زندگی کردم حالا میخواهم دل و بزنم به دریا میدونم اگه این صلاح زندگیم باشه حتما یه جوری خودش کارها را درست میکنه خودم فکر میکنم خیلی از اتفاقها برام نیافتاد تا بالاخره به این نقطه برسم باز هم امیدم به پروردگار بزرگ ...

برچسب: نویسنده: نوید محمدی تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 19:33

صفحه بندی